تبليغاتX
با تو تا آخرش...

امام صادق (ع) فرمودند:

براي مصيبت مادرم زهرا آه بكشيد .

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 16:34 توسط با تو تا آخر |

امام به شما علاقه داشت که شما را هم با خود برد...

وقتی این جمله را گفتم یاد مادر ÷هلو شکسته افتادم

چرا؟

برای اینکه وقتی پدر را از دست داد، دوری پدر را تحمل نکرد و طولی نکشید که او هم به پیش پدر رفت

اما...

امان از دل علی (ع)...چاه هم نتوانست او را تسکین دهد مولا چه تنهایی دلت راشکستند...

خوش به حال شهدا که رفتند... رسیدند پیش پدرشان... از همان جنس

اما شهدا ما جا مانده ایم کسی مارا نخواست ...

از رفقا جا مانده ایم



+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 16:24 توسط با تو تا آخر |

چه قدر خوب است نوشتن

آدم را آرام می کند...

اما خدا تو دل نوشته های ننوشته ما را می دانی و ما را آرام می کنی...



+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 16:11 توسط با تو تا آخر |

- علی جان چه داری برای شروع زندگی؟
- یا رسول الله اسبی و شمشیری و سپری!
- اسب و شمشیر را نگه دار. سپر را بفروش و زندگی را شروع کن.

رسول الله میدانست که فاطمه خود سپر همسرش خواهد بود...
حتی به پشت آن در...
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 16:7 توسط با تو تا آخر |

حزب الله را باید در قرآن دید

همانجا که گفته " ان حزب الله هم الغالبون"

چقدر ما غالبیم؟ که مغلوبیت ما چنان است که چشم را هم می زند!!

ما فقط ظاهر سازی از زندگی حزب اللهی داریم و همین...

وگرنه نمی دیدیم این همه هجمه و حمله به نظام و رهبری را...

حال بگوئیم ما حزب اللهی هستیم...

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 15:58 توسط با تو تا آخر |